بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٩٣ - پنجم - مفهوم عدد
الثّلاثة الايّام. فلا يعارض الدّليل على استحباب صوم أيّام أخر.
نعم لو كان الحكم للوجوب- مثلا- و كان التّحديد بالعدد من جهة الزّيادة لبيان الحدّ الاعلى- فلا شبهة في دلالته على عدم وجوب الزّيادة كدليل صوم ثلاثين يوما من شهر رمضان. و لكن هذه الدّلالة من جهة خصوصيّة المورد لا من جهة اصل التّحديد بالعدد، حتّى يكون لنفس العدد مفهوم.
فالحقّ انّ التّحديد بالعدد لا مفهوم له.
ترجمه:
پنجم- مفهوم عدد
شكّى نيست در اينكه محدود نمودن موضوع بعدد خاصّى دلالت ندارد بر اينكه حكم از ما عداى آن منتفى است لذا وقتى گفته شود:
صم ثلاثة ايّام من كلّ شهر (از هرماه سه روز، روزه بگير).
اينكلام دلالت ندارد بر اينكه روزه غير سه روز مستحب نيست فلذا نمىتوان گفت دليل مذكور با ادلّهاى كه دلالت بر استحباب روزه ايّام ديگر دارند متعارض است.
استدراك
بلى، اگر حكم در مورد دليل وجوب بوده و تحديد بعدد از جهت زيادى براى بيان حدّ اعلى باشد يعنى دليل حدّ اعلاى عدد را بيان نموده باشد البتّه بدون ترديد عدد دلالت دارد بر اينكه بيش از آن واجب نيست مانند دليلى كه دلالت دارد بر وجوب روزه سى روز از ماه رمضان.
ولى بايد توجّه داشت كه اين دلالت مستند به نفس عدد نيست بلكه از خصوصيّت مورد آنرا استفاده مىتوان نمود بنابراين در اينگونه موارد نبايد به ثبوت مفهوم براى عدد قائل شد.
پس حقّ اينستكه تحديد به عدد مفهوم ندارد.